وقتی خیلی کودک بودم از تلویزیون یک سریال چینی پخش میشد.من به طور وحشت ناکی این سریال را دوست داشتم. مدتی پیش در یک سایتی پی ِ فیلمی بودم که دیدم برای فروش گذاشته اند.خریدم.هر از گاهی قستمی را میبینم...انصافا خیلی حوصله نمیکنم که با انگیزه نگاه کنم اما بعضی صحنه هایش هنوز یادم می اید و احساس {به قول خارج رفته ها} نوستالوژی عجیبی میکنم...دلم نمیخواهد به کودکیم برگردم.اما حس ان دوران که درونم زنده میشود سرم باد می افتد و هییی 1 نصیب این دور گردون میکنم...هنوز در بعضی صحنه های رزمییش غرق میشوم و دقیقا به خاطر می اوردم که ان روزها چه هیجانی بر من حاکم میشد.البته موسیقی اغوا کننده کلاسیک چین...که دیگه دلرباتر میکند ان فلوت و اِرهو ی چینی و تصور نی زار ها... بعد ها که بزرگ تر شدم و سلیقه خودم را در فیلم پیدا کردم کارهای ووونگ کار وای در سینمای چین تحسینم را براورد و اخرین فیلمی که ازش دیدم استاد بزرگ بود...عجب جانوریست این فیلم ساز محبوب...
پ.ن
اِرهو{erho} نام یک ساز چینی است.به شکل همان کمانچه خودمان اما دراز ترو البته صدای جادوییش به ساز های بادی شباهت دارد.اما ساز کمانه ای است.یک قطعه از این ساز را اینجا بشنوید:
dl.vmusic.ir/New%20Age/VA%20-%20Dream%20of%20Red%20Mansions%20[www.vmusic.ir].zip
پ.ن.
از کارهای وونگ کار وای روز های وحشی بودن و در حال و هوای عشق را پیشنهاد میکنم...البته حالا که فکرش را میکنم میبینم همه کارهاش عالیست...{سینمای معنا گرا}
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 23:50 توسط علی |
برچسب:
نویسنده: مهران سلیمانی
تاريخ: سه
شنبه
26 دی
1396 ساعت: 21:11